۱۳۹۰ تیر ۴, شنبه

چرا بجای همسو شدن با این اعتصاب کننده های غذا ، از آنها می خواهیم همچون ما بی تفاوت باشند !



هاله سحابی دختر عزت الله سحابی در مراسم خاکسپاری پدر به علت ضرب و شتم جان باخت !
خبر تکان دهنده بود ، همه به صرافت افتادن ، صحبت از تجمع جلوی درب منزل تا برگزاری مراسم با شکوه سر دادن شعار بالای پشت بام ها بود ولی در عمل هیچ .


هدی صابر و امیرخسرو دلیرثانی بخاطر اعتراض به مرگ هاله سحابی اعتصاب غذای نامحدود کردن .
تنها اقدام عملی در راستای مرگ هاله سحابی .


هدی صابربعلت اعتصاب غذا در گذشت !
دوباره خبری فاجعه بار ، چند نفر در طول تاریخ بخاطر اعتصاب غذا جان باختن ! چند جنبش فقط بخاطر اعتصاب غذا شکل و رنگ تازه ای گرفته است ؟  و نه بخاطر مرگ اعتصاب کننده .


دوباره هجمه ای از سر و صدا شیون و ناله وفقان البته فقط در فضای مجازی و بدون اقدامی عملی .
اعتراض به حکومت ، تهدید حکومت ، خط ئ نشان کشیدن برای حکومت ولی فقط در فضای مجازی .
 حتی مراسمی آبرومند برایش برگزار نشد ! که شاید هرگز نتوان مراسمی در حد آبروی هدی صابر برگزار کرد .


نامه دوستانش از زندان برای شهادت به کشته شدن هدی صابربه دست رژیم ، برای عدم رسیدگی به وضعیت او ، شهادت برای پایمال نشدن خون هدی صابر ، شهادت مردانی که خود شاهدانی هستند برای خون هایی که ریخته شده ، ظلم هایی که رفته و قانونی که هرگز اجرا نشده است و حق هایی که نا حق شده .


من و تو بی تفاوت به آنچه گذشته در انتظار فردایی شاید بهتر !


اعتصاب غذای نامحدود دوازده تن از همراهان هدی صابر در بند 350 اوین برای اعتراض به مرگ هدی صابر .
اینبار هم از شکستن در زندان ها تا فریاد بر پشت بام ها فقط حرفش را زدیم .
در این بزنگاه تاریخی بحث ما بر سر این بود که بر پشت بام الله اکبر بگوییم یا مرگ بر دیکتاتور .


یک روز گذشت دو روز گذشت سه روز گذشت و منو تو همچنان بی تفاوت .


در روزهایی که خانواده های آنها مهمترین کار را انجام دادن و از آنها خواستن تا به این مقاومت ادامه دهند . ما از سر ترس ، از سرشرمندگی دوباره ، از سر بی آبرویی که مبادا خونی از دماغ یکی از این عزیزان ریخته شود  دیگر نمی توانیم سر بلند کنیم دیگر فردای روز نمی توانیم به فرزندانمان بگوییم ما وقتی این وقایع افتاد ناظر بودیم ولی هیچ نکردیم  ، به التماس افتاده ایم که خواهش میکنیم اعتصاب خود بشکنید .


ولی در این میان مردانی دیگر از رجایی شهر به آنها پیوستن و شهادت دادن به آنچه هم بندانشان به درستی انجام دادند .


ما نفس هایمان به شماره افتاد ، نامه های سرگشاده سرازیر شد . همگی برای شکستن اعتصاب غذا و اعتراف به اینکه ما تاب و توان اینهمه مردانگی را نداریم . ما قدم هایمان صلابت شما عزیزان را ندارد ما را یاری همراهی شما نیست .شما اعتصاب غذایتان را بشکنید ، ما را یاری آمدن با شما مردان در این راه نیست . 


شما پیاده شوید تا با هم برویم . 


سید محمد خاتمی عزیز یکبار، فقط وفقط یکبار تو نیز همراه آنها شو ، بجای درخواست از آنها برای شکتن اعتصابشان برای تحقق خواسته های بر حقشان پافشاری کن ! اگر آنها جان بدست گرفته اند تو نیز فقط قدری تند تر موضع گیری بنمای ! تو نیز بر مواضع آنها ایستادگی کن و به شهادت این مردان با شهامت به ظلمی که برملت ایران رفته شهادت بده .


به راستی هیچ کس بهتر از خود این مردان نمی داند کی و چه موقع این اعتصاب را بشکنند !


آنها نیازمند نامه های سرگشاده ما برای پایان دادن به اعتصاب غذایشان نیستن .
آنها نیازمند حمایت همه جانبه ما هستند ، آنها نیازمند واکنش ما به این کنش شجاعانه هستند ، به کنشی که زبان از بیان آن غاصراست ، ولی نمی دانم ما را چه می شود در این بزنگا ه های تاریخی برای نشان دادن واکنشی مناسب .


و اما من و تو چه کردیم ؟ .......


فردای این حوادث از مردمان این زمانه کسی به نیکی یاد میکند ؟
بیایید این بی تفاوتی را بشکنیم و اینار ما به آنها بپوندیم . 









هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر