۱۳۹۰ شهریور ۷, دوشنبه

ازادی زندانیان سیاسی بر همه انان که بر طبل تحریم ننواختن مبارک .

تحریم تحریم تحریم
تنها حرفی که نه از یک سال قبل و نه از شش سال قبل بلکه از چهارده سال قبل عده ای زده اند و امروز دوباره بر آن پافشاری میکنند بدون لختی درنگ . امروز نمی دانم که باید در انتخابات مجلس شرکت کنیم یا نکنیم ولی این را می دانم کوبیدن بر طبل تحریم از امروز کاری بسیار خطاست .
حافظه عمومی جامعه فراموشکار است وگرنه خوب به یاد داشت که این جماعت در دور اول انتخابات احمدی نژاد گفتند کافیست دیگر هشت سال خاتمی سوپاپ اطمینان این حکومت شد . دیگر بس است ، فقط تحری و تحریم تا سرنگونی رژِیم ! خوب دوستان معتقد به تحریم و سوار بر خر تحریم نتیجه آن تحریم چه شد ؟
افتادن دولت دست کوتوله هایی که بعد از شش سال مملکت را به بن بست اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی رساندند . نتیجه اش شد فشار بر قشر متوسط جامعه ، نتیجه اش شد رفتن تمام شرکت های بزرگ نفتی از کشور و فشل شدن تمام بخش های نفتی و تولیدی کشور ؛ نتیجه اش شد تحریم های سنگین که بواسطه آن برای خرید هر جنس خارجی هزاران دلار به چین و روسیه باج دهیم ، نتیجه اش شد حذف سازمان برنامه ریزی و بوجه ، نتیجه اش شد هزاران تخلف از قانون توسط دولت ، از بین رفتن چهارصد و پنجاه میلیارد دلار پول نفت در این شش سال که معادل کل فروش نفت از ابتدا بوده است .
انتخابات فرصتی است که باید از ان بهره ببریم ، باید شور و شوق مرده در جامعه را زنده کنیم ، تحریم کردن انتخابات یعنی ما این فرصت را بدون آنکه هیچ بهره ای از ان ببریم به گوشه ای وا می نهیم ، چه بهره ای بالاتر از اینکه حتی یک زندانی سیاسی به آغوش خانواده اش بازگردد . مگر شما سنگ ندا ها و سهراب ها را به سینه نمی زنید ؟ حتما باید کسی بمیرد تا عزیز شود ؟ این ها عزیزان ما نیستند ؟
من نمی دانم چانه زنی های سید محمد خاتمی چقدر در آزاد سازی این زندانی ها دخیل بوده است ولی اگر نقشی در این کار داشته دستش را می فشارم و برای بازگرداندن عزیزانمان به ما تشکر میکنم .
من بنظرم بزرگترین اشتباه در این لحظه فریاد زدن برای آن است که در انتخابات شرکت نکنیم برای آنست که بگوییم تحریم و تمام برای آن است که خودمان را فرصت را به راحتی بسوزانیم .  از الان تا لحظه انتخابات باید از این فرصت بهره ببریم باید چانه زنی کنیم باید ستاد انتخاباتی ها را پر شور کنیم ، باید مردم را دوباره به خیابان بکشانیم ..... حال روز انتخابات اگر تشخیص دادی نباید رای بدهی نرو و رای نده ولی اجازه بده امتیازاتمان را بگیریم .


۱۳۹۰ شهریور ۱, سه‌شنبه

من معتقد به سکولاریسم ، آزادی بیان ، حقوق بشر و تساوی حقوق زن و مرد هستم ولی انقلابی نیستم .



راهش هر چه باشد انقلاب نیست

هر چه ورق میزنم تاریخ را انقلاب هایی را میبینم مختوم و نافرجام . انقلاب هایی همه خارج شده از آرمان های اولیه ، همه منجرب شده به تولید متحوش ترین و دیکتاتورترین حکومت ها .انقلاب هایی که همه فرزندان خود را خورده اند و جوخه های اعدام را در میدان های شهر علم کرده اند . یک به یک ابتدا سر مخالفان را از تن جدا کرده اند سپس سر خود هایی را که سر ناسازگاری داشتند جدا نموده اند .
بعد مردم را به انزوا فرستاده اند و به تسویه حساب های حزبی پرداختند و آخر سر حکومتی دیکتاتور تر و خودکامه تر از قبل تولید کردند
آری این ماهیت انقلاب است ، تنیده شده در تار و پود آنست . آنچه پیش آمده در تمامی انقلاب ها بخش جدایی ناپذیری از انقلاب است . این حرکت عظیم اجتماعی بیش از آنکه منفعت برای ملت ها بهمراه داشته باشد عوارض و ناکامی ایجاد میکند . عقب افتادگی و دیکتاتوری تولید میکند . و فارغ از اینکه چه کسی رهبرش بوده است ، چه کسی به قدرت رسیده است و چه ایدئولوژِی بر بقیه فائق آمده است همگی محکوم به سرنوشتی از قبل تعیین شده اند هم انقلاب و هم انقلابیون گویی دست جبری تاریخی در میان باشد . 

در یک نگاه کلی به انقلاب ها ابتدا شاهد دورانی هستیم به اسم دوران استقرار که در این دوران انقلابیون به حکومت رسیده درصدد در دست گرفتن کامل قدرت و ثبیت جایگاه خود هستند . بدیهی است در دوران یک انقلاب چندین اندیشه متفاوت و در قالب گروه بندی های مختلف برای اینکه سرنگونی حکومت هدف مشترکشان است در یک صف و در کنار هم قرار میگیرند ولی بدیهی است پس از حادث شدن انقلاب هر گروه و اندیشه به صف خود بر میگردد و خواستار تحقق اهداف خود می باشد  که الزاما این اهداف با اهداف بقیه گروه ها و حتی اهداف انقلاب سازگار نیست . طبیعی است در شرایط انقلابی جامعه علاوه بر گرو های مختلف که در انقلاب شرکت داشتند ، جدایی طلب ها و انحصار طلب ها  درصدد استفاده از فضای ملتهب ناشی از انقلاب برای میل به اهداف خود هستند ولی معمولا هسته مرکزی انقلاب موفق به سرکوب ، حذف فیزیکی و از بین بردن بقیه گرو ها و افرادی میشود که هر کدام نماینده یک طیف از جامعه بودند که و در انقلاب مشارکت داشتند . ولی یک به یک حذف میشوند . دقیقا مانند انقلاب پنجاه و هفت که منجرب به حذف گرو های زیادی از جمله مجاهیدن شد
بعد از دوران اسقرار ( که اگر با موفقیت انجام نشود منجرب به جنگ داخلی و هرج و مرج و حتی جدایی بخشی از خاک یک مملکت میشود ) وارد دوران خشونت انقلابی یا وحشت انقلابی میشویم . در این دوران انقلابیون بعد از سرکوب کردن تمام اعتراضات سازمانی اقدام به یک دست کردن افراد حکومت میکنند و هزاران انقلابی را به جرم ضدیت با انقلاب فقط و فقط چون مانند آنها فکر نمیکنند به پای جوخه های دار میکشانند .یکی از افتخارات مجلس فرانسه در دوران وحشت پس از انقلاب اختراع دستگاهی بنام گیوتین بود که به زودی به ماشین مرگ انقلاب لقب یافت. در این دوران بسیاری از انقلابیون و فعالان سیاسی و حتی مردم عادی به عنوان دشمن ملت و مخالفان جمهوری و آزادی دستگیر، محاکمه و فوراً به دست گیوتین سپرده شدند.
در واقع انقلاب ها از نظر سیاسی به وخیمترین ناهنجاریها و ناکاراییهای رژیم پیشین و کشمکش داخلی پایان میدهد اما در پیشرفت اجتماعی چندان دگرگونی پدید نمی آورد و حقیقت اینست که همه ی انقلابها بیشتر کارایی حکومت را بالا بردند تا دادن . حق آزادی به افراد عادی .
همه ی انقلابها انتقال دارایی ها از راه مصادره یا فروش تحمیلی را به خود دیده اند، همه ی انقلابها سقوط یک طبقه حاکم و جانشینی طبقه حاکم دیگری را به خود دیده اند و همه ی انقلابها با خواست های لغو فقر و بینوایی و تقسیم برابر ثروت همراه بودند اما در نهایت در همه ی انقلابها قدرت اقتصادی دست به دست گشت و در آخر طبقه حاکم رهبری زندگی اقتصادی و سیاسی جامعه را در دست گرفت و اوضاع اجتماع چندان تغییر نکرد.
 گویا عصر انقلابها به پایان رسیده است اما مردان و زنان انقلابی همچنان متولد می شوند.


۱۳۹۰ مرداد ۳۰, یکشنبه

انتخابات ساز و کاری مشخص با نتایج نا مشخص .

چرا وقتی احساس میکنیم حرفمون درسته و ذهنمون براساس یک سری واقعیات به یک نتیجه گیری حقیقی میرسه هر حرفی غیر ازاون رو مردود میدونیم و بدون اینکه اجازه بدیم حرف طرف مقابل رو بشنویم و خودمان را صد در صد بر حق میدانیم و فقط دنبال دلایلی میگردیم تا طرف مقابل را سرکوب و ساکت کنیم . چرا کمی در نظرات طرف مقابل اندیشه نمی کنیم ؟
چرا لینک اگرجملیه هم در تلویزیون عربی برقصد من در انتخابات شرکت نمی کنم باید به سرعت داغ شود ؟ این نشان از بلوغ فکری و سیاسی جامعه بالاترین است ؟ چرا وقتی لینک داده میشود یکصد و هشتاد روز از حصر میرحسین گذشته است به سرعت داغ میشود و هزاران کامنت مبنی بر اینکه ما به موسوی خیانت کردیم چون در خیابان نیستیم چون میله های در آهنی خیابان پاستور را نشکستیم  ولی به حداقل خواسته میرحسین که همانا آگاهی بخشی و صبر بود کوچکترین توجهی نمی شود ؟ آیا التزام عملی نسبت به حرف های میر حسین داریم ؟ ما قوم بنی حرفیم ؟ بله ما به میرحسین بد کردیم ولی نه چونکه میله های در خیبان پاستور را زیر پا خم نکردیم ، بخاطر انکه در کمتر زمانی حرف هایش را فراموش کردیم . صبرمان را از کف دادیم و قدمی هر چند کوچک برای آگاهی جامعه بر نداشتیم .
چرا اگه لینکی زده شود مبنی بر اینکه مثلا من در انتخابات شرکت میکنم بنا به دلایل ذیل به سرعت برق و باد دهها منفی میگیرد بدون آنکه حتی یکبار بر رویش کلیک شده باشد ؟
مگر اگاهی با مطالعه نمی آید ؟ چگونه میخواهید فردی را که معتقد است باید در انتخابات شرکت کرد را قانع کنید که نباید شرکت کرد وقتی حرف هایش را نشنیده اید ؟ با انگ زدن ؟ با اینکه طرفدار جمهوری اسلامی است ؟
چرا وقتی یکی از بهترین  تحلیل های اجتماعی - سیاسی از سوی ابراهیم یزدی منتشر میشود بجای مطالعه و کنکاش چند باره آن به او انگ میزنیم . او را مهره جمهوری اسلامی میخوانیم ؟
چرا وقتی مسعود بهنود میگوید جمهوری اسلامی به راحتی نمایشی با حضور پنجاه درصد مردم به اجرا در می آورد به او خرده میگیریم و او را کوته فکر میدانیم ؟ چرا اندکی در جملات و دلایل این کهنه روزنامه نگار اندیشه نمیکنیم ؟ بهتر از بهنود چه کسی خدمت کرده به تاریخ و فرهنگ این کشور ؟
چرا وقتی خاتمی برای انتخابات شروط تعیین میکند بجای حمایتش برای گرفتن حقوق ابتدایی و قانونی خودمان از حکومت به او حمله ور میشویم ؟ چرا او را متهم به سهم خواهی از حکومت میکنیم ؟
هیچکس نمیداند خون نداها و سهراب ها ریخته شده است و فقط ما با خبریم ؟ فقط ما میدانیم حقمان پایمال شده است ؟ اینها نمی دانند ؟
 نکند رفتار سی ساله جمهوری اسلامی در خون و پوستمان عجین شده است ؟ نکند فرهنگمان برهنه شده باشد ؟
فرق ما با جمهوری اسلامی چیست ؟ هر که نظری مخالف نظر آنها دارد دشمن است ، در این سو هم هر که نظری جز براندازی انقلابی داشته باشد طرفدار جمهوری اسلامی است !؟
چرا بجای بهره گیری از هیجان ایجاد شده انتخاباتی و آگاهی دادن به مردم فقط یک کلمه میگوییم تحریم ، چرا بجای بهره گیری از فضایی ( نمایشی ) که حکومت قبل از انتخابات میخواهد بدهد و ما باید حداکثر بهره را از آن ببریم فقط به تحریم فکر میکنیم ؟
چرا لحظه ای با خود اندیشه نمی کنیم نتایج تحریم های قبلی را ؟ فردای روز انتخابات  در صورت تحریم کردن آن چه خواهیم داشت ؟
چرا اگر حکومت در این فضای خفقان سیاسی میخواهد قدری مجالمان دهد حداکثر بهره را نبریم ؟ چرا حتی بر اثر اجبار و نه از سر رضایت میخواهد قدری به ما فضا بدهد نفس بکشیم این فرصت را بسوزاینم ؟
چه کسی تضمین میکند ما به سرنوشت دوباره انقلاب پنجاه و هفت و تمامی انقلاب های طول تاریخ دچار نشویم ؟ چرا باید فکر کنیم امروز ما میدانیم نسل پنجاه و هفت نمی دانست ؟ چرا باید فکر کنیم ما می دانیم و بلشویک های روسیه نمی دانستند ؟ چرا باید فکر کنیم ما میدانیم و  انقلابیون انقلاب کبیر فرانسه نمیدانستند ؟ چرا فکر نمیکنیم این ماهیت و ذات انقلاب است که بچه هایش را میخورد و به سمت دیکتاتوری حرکت میکند ؟
نسل کم طاقتی هستیم ، میخواهیم یک شبه ره صد ساله را طی کنیم ولی تاریخ به صبر ما کاری ندارد و راهش را می رود ، شاید بعد از انقلابی دیگر ، سی سال بعد دوباره در همین نقطه باشیم  .( این نقشه است که تاریخ به دستمان میدهد اگر میخواهیم از تاریخ درس بگیریم )
و در پایان :
از حضور پر شور ما در انتخابات هفتاد و شش چه حاصل شد ؟ باز شدن فضای سیاسی ، رونق اقتصادی ، فرهنگ سازی ، اعتبار جهانی و ..... شکی نیست دولت های خاتمی اصلا کامل نبودند ولی کدامین دولت بعد از کدامین انقلاب در کمتر از هفده سال کامل بوده است ؟ اصلا مگر انقلاب های دیگر بعد از هفده سال به کجا رسیدند ؟
از عدم حضور ما در انتخابات سال هشتاد و چهار چه حاصل شد ؟ حکومتی کوتوله وار ، تاراج سرمایه های ملی ، آشفتگی و بلوا در تمام سطوح جامعه ، رکود اقتصادی ، سرخوردگی در دنیا ، حیف و میل شدن بیش از چهارصد و پنجاه میلیون دلار و ......
و از پر رنگ ما در انتخابات هشتاد و هشت چه حاصل شد ؟ جنبش سبز ، حماسه بیست و پنج خرداد و میر حسینی که دوستش داریم .


انتخابات ساز و کاری مشخص است ولی نتایج آن همیشه نا مشخص است .


۱۳۹۰ مرداد ۱۰, دوشنبه

فرق جمهوری اسلامی با طالبان چیست ؟؟ اسلام واقعی کدامین است ؟؟


آیا این ماهیت ذاتی اسلام است که منجرب به بروز عقیده ای دگم و وحشت بر انگیز همچون طالبان میشود و یا سو برداشت ها از اسلام  منجرب به پدید آمدن چنین تفکراتی می شود ؟ تفکراتی که لرزه بر اندام انسان قرن بیستم می اندازد . چگونه است که این سو برداشت ها در همه جا به یک سو سیر میکند ؟ 

آیا می توان ادعا کرد میسحیت خوب است ولی اروپای قرون وسطا را نادیده گرفت ؟ آیا می توان گفت اندیشه مارکس خوب است یا بد است و به قضاوت آن نشست ولی دوران استالین را نادیده گرفت ؟ ایا می توان گفت دولت پلیسی فیخته خوب است یا بد است ولی نازی و هیتلر را نادیده گرفت ؟ ایا می توان گفت اسلام خوب است یا بد است ولی طالبان را ندید ؟ جمهوری اسلامی را نادیده گرفت ؟ عقب افتادگی پنجاه و دو کشور اسلامی را نادیده گرفت ؟ 

ایدئولوژی های فکری زیادی در طول تاریخ ادعا کرده اند که بهترین اند برای اداره جوامع بشری و میل دادن انسان ها  به سوی سعادت و خوشبختی ، ولی همگی مجال حضور و ظهور بر جوامع را نیافته اند ، حال میشود آنهایی را که فرصتی برای خود نمایی و نشان دادن آنچه در چنته دارند و یا ادعا میکنند دارند بدون در نظر گرفتن عملکرد عینی و تاریخیشان مورد ارزیابی قرار داد ؟

در این برهه زمانی فرق طالبان با جمهوری اسلامی در چیست ؟ آیا اگر بسیجی امروزی که دست پرورده همین مکتب است دستش باز بود دوست نداشت قوانینی سخت تر از طالبان به اجرا در بیاورد ؟
آیا ریش اجباری نمی شد ؟ 
آیا به کمتر از چادر برای زن رضایت میدادن ؟ 
ایا آستین کوتاه برای مرد غیر شرعی نمی شد ؟

کافیست به نمونه هایی کوچک از طرز فکر این دست پرورده ها  بنگریم تا شاید به جواب های روشن تری برسیم : 


آقای قرائتی : دختر ها صبح ها به دانشگاه بروند پسر ها عصر ها به دانشگاه بروند .

 جهان نیوز : برخی از مراجع دولتی ایران نیز در هفته های گذشته خواستار اجرای سریع طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها شده اند.

فارس: معاون سیاسی امنیتی استاندار مازندران گفت: كسی حق شنا در طرح‌های دریا در ماه مبارك رمضان در مازندران را ندارد.


خبرگزاری آسوشیتدرپرس اعلام کرد: دولت ایران طی یک برنامه تنبیهی اقدام به تعطیل نمودن بسیاری از آرایشگاه هایی کرد که از قواعد و رسوم غربی پیروی می کردند.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین:
چاره ای جز محو اسرائیل نداریم

مدیر گروه زنان و خانواده پژوهشکده باقرالعلوم(ع) با بیان اینکه جایگاه حیا در اندیشه اسلامی مقدم بر حجاب است، یادآور شد: بسیاری از فیلمها و سریالها  تلویزیون به جای ترویج فرهنگ حجاب، حیا و عفاف، مروج بدحجابی هستند

سردار حسین ساجدی‌نیا عصر یکشنبه در این خصوص در گفت‌وگو با ایسنا متاسفانه در ادامه وقایع بوستان آب و آتش شهر تهران، روز یک‌شنبه تعدادی از پسران و دختران جوان در یکی دیگر از بوستان‌های پایتخت اقدام به انجام اعمال خلاف شئون اسلامی کردند که ماموران پلیس پس از اطلاع از این امر، سریعاً در محل حاضر و تمامی این متخلفان و هنجارشکنان را دستگیر و تحویل مراجع قضایی کردند.

به گزارش عصر ایران به نقل از رویترز، چند روز پیش از این نماینده فیفا به دلیل نوع پوشش حجاب بازیکنان فوتبال زنان ایران، آنها را از اجرای مسابقه با تیم اردن در امان منع کرد. نتیجه این بازی سه بر صفر به سود تیم اردن اعلام شد.

 حمله به استخر ها برای جلوگیری از برنزه شدن دختر ها !